مردم عادت دارند در مقابل حادثه واکنش نشان دهند، پس اگر بنویسیم ایرانی ها کلا جو گیر هستند و اهل واکنش های لحظه ای، مشکلش در نوشتن «ایرانی هاست». تا آن جا که من دیده ام همه واکنش می دهند، اما همه چیز چند ثانیه بعد از واکنش اولیه شروع می شود. شما وقتی می فهمید یک سری آدم در یک گوشه از جهان زیر آوار زلزله مانده اند و به کمک نیاز دارند، باید چه کار کنید؟ اصلا چه کار از شما می آید؟

این نوشته، نه پند اخلاقی است و نه حتی یک قضاوت ساده؛ این نوشته صرفا گزارشی است از واکنش هایی که من در چند روز اخیر دیده ام. بخشی از این نوشته ها را از شبکه اجتماعی فیس بوک و بخشی دیگر را از وبلاگ های متعدد و نظرات ذیل آن ها گرفته ام. قویا دوست داشتم که واکنش ها را به همراه پیوند بیاورم اما به دلایلی واضح از این کار خودداری می کنم.

واکنش 1: ما جونمونو میدیم واسه زلزله زده ها

این دسته که کلا خودشان را خراب رفیق معرفی می کنند و در کنار حرفهایشان چند تایی از کلمات «چون ایران باشد تن من مباد» است بسیار فعالند:

«بنی آدم اعضای یک پیکرند/که در آفرینش ز یک گوهرند؛ فرهنگ ایرانی از گذشته دم از انسان دوستی میزده..دشمنی و کینه و گروه بندی متعلق به جماعت بادیه نشینی هست که فرهنگشون به زور به ما داره تحمیل میشه...»!

«تعطیلات عید فطر به جای شمال رفتن به آذربایجان بروید».

واکنش 2: دمت گرم گویان

ورزشکاران المپیکی و البته غیر المپیکی در واکنش به این زلزله، مدال ها یا جوایز خودشان را به زلزله دهندگان اهدا کرده اند. من یک مشکلی از قدیم داشتم؛ وقتی می گویم مدالم را تقدیم فلان کردم، آیا مدال را می دهند به فلان یا نه این صرفا یک تعارف و نشانه تکریم است. این جملات را در وصف حمید سوریان بخوانید: «یک دمت گرم مشتی به حمید سوریان بگیم که 21 میلیون و 17 سکه از جوایزش واسه المپیک رو به زلزله زدگان آذربایجان اهدا کرد؛ این کارا جیگر می خواد به خدا! شاید دیگه هیچ وقت این مبلغ رو کسی بهش نده...»

واکنش 3: من احساسم به تو اینه!

واکنش احساسی به عنوان یک واکنش فوق العاده جالب و کم فایده در مواقع بحرانی، معروف است! در واکنش هایی که من دیدم یک عکس می گذارند و شعری، جمله ای می نگارند بالا یا پایین یا درون عکس. چند جمله به همراه توصیف عکس:

1.      عکس دختربچه ای خندان در میان آوارهای خانه: «لبخند تو خلاصه خوبی هاست، لختی بخند، خنده گل زیباست.»[این عکس را یونس خانی گرفته و خبرگزاری مهر اونو منتشر کرده.]

2.      نقاشی از روح پدر و مادری که برای به آغوش کشیدن فرزندشان به ویرانه ها آمده اند:« حيدر بابا دنيا يالان دنيادي افلاطونان نوح دان گالان دنيا دي....»

واکنش 4: سانسور شد!

سانسور شد!

واکنش 5: بیایید بعد از مرور، گذشته ها را فراموش کنیم!

واکنش آذری ها در جمع این نیست اما به آذری نسبت می دهندش:« سلام هموطن؛ اینجا اذربایجان است، سر ایران... یک عمر جک گفتی سکوت کردم، خر گفتی حرفی نزدم، بیگانه حمله کرد بابک را دادم، جنگ شد باکری ها را دادم ... رضا زاده و دایی و ساعی شادی را به خانه هایتان آوردند، ولی باز گفتی و گفتی گفتی ............. هموطن! اینبار نه از جنگ خبر[ی] است نه از چیز دیگری! خانه ام ویران شده، پدر و مادر و خواهر و برادرم زیر آوارند ...کمکم کن ... کمکم کن»

واکنش 6: همه چی آرومه!

«مرکز ژئو فیزیک دانشگاه تهران هشدار داد روز 3 شهريور1391 زلزله ای به قدرت 11 ریشتر کل ایران را می لرزاند، همچنین این مرکز اعلام کرد که مرکز این زلزله ورزشگاه آزادی می باشد. این مرکز از هواداران استقلال خواست که به ورزشگاه نروند.
چون پرسپولیس زلزله محبوب هر چی دله!» خدا شفا بده مرضای جهان رو!

واکنش 7: دعا اثر دارد؟!

لایک طلبی این صفحه فوق العاده چشمگیر بود: «لایک به یاد قربانیان اخیر آذربایجان...»!

واکنش 8: یکی خونشو فروخته اما یکی خونشو اهدا می کنه

«ازدحام مردم تهران برای اهدای خون به زلزله زدگان و کمبود مراکز اهدای خون ، مردم را با مشکل مواجه کرد؛ فقط خدا کنه این خون ها به هم وطن های خودمون برسه!!»

دغدغه مندی برای این که خون رو به جای دیگه نبرن واقعا مشاهده میشه. در چندین پست دیده ام که می گویند خدا کنه این خون تو ایران صرف بشه؛ من می خواهم در این جا قضاوت کنم: اگر تو خون رو بابت انسانیت دادی، و خونتو برای نجات یک انسان استفاده میشه چه فرقی می کنه اون انسان کی باشه؟ حتما دوست داشتی پشت کیسه خونت راه بیفتی و بعد ببینی خونت را به چه کسی می زنند؟ تا اگر دوستش نداشتی آن را پس بگیری! تو خون را اهدا کردی، اگر می خواهی به دست شخص خاصی برسانی، نرو سازمان، خون بده! حتما گمان می کنی که خونت را کیلو کیلو می برند خارج!

واکنش 9: حالا ما چه خاکی به سر کنیم؟

بعضی عده ای نگران جک گفتنشان هستند:« حالا تا یه ماه یکی بخ[و]اد جک تعریف کنه بگه یه روز یه ترکه همه *****!»

واکنش 10: خنده بازار!

پخش خنده بازار سر و صدای زیادی به پا کرد و کار به مجلس کشید.

واکنش 11: من گفتما!

رضا رشیدپور:«درست یکسال پیش اجرای مراسم مدیران «ستاد بحران» برعهده من بود. تمام سخنران ها از جمال و جبروت مدیران توانمند بحران کشور حرف می زدند و در چاپلوسی تهوع آوری از یکدیگر سبقت می گرفتند. چون رشته تحصیلی من «مهندسی سازه» است لابلای اجرای برنامه چند انتقاد فنی مطرح کردم که بلافاصله با عکس العمل شدید مقامات حاضر مواجه شدم . استاندار وقت روی یک تکه کاغذ پاره به مدیر برنامه نوشته بود «به مجری بگویید ... نزند».یکسال گذشت و من ... نزدم . حالا نوبت شماست.»

واکنش 12: همت بلند دار که مردان روزگار...

«سلام. يك ايده ي خوب براي جذب كمكهاي دوستان به خصوص غير ايراني ها براي كمك به زلزله هم طرح فروش شيريني بود كه فردا تو دانشگاه مك گيل قراره اجرا بشه. يه سري شيريني هم بچه ها خودشون تو خونه مي پزند. شايد بقيه دوستامون تو كشورها و دانشگاه هاي ديگه بتونن از اين طرح ها اجرا كنند.»

واکنش 13: که چی؟

این واکنش که در نزد ذهن من به واکنش احسانی معروف است(و دلیلش محفوظ است)؛ خیلی خیلی با حاله و محبوبه!

«با احترام به همه کسایی که پست های مربوط به زلزله و اخبار اون رو share می کنن ولی که چی آخه؟ اون بدبخت هایی که زیر آوارن یا داغ دیده که چه می دونن تو فیسبوک چه می گذره ، گیرمم که بدونن به چه کارشون میاد تاسف من و تو ؟؟؟؟ دولت و صدا و سیما هم که خودشون می دونن چه خبره! با گله و شکایت تو فیسبوک کاری پیش نمیره!!!!اگه از دستت بر میاد برو کمک کن صداشم در نیار، اگه نه لطفا اینقدر گله نکن! نکه فقط برای زلزله بگم ها، کلا همه چیزمون همینه، فقط سر و صدا داریم!!!!»

دو واکنش به مطلب بالا:« داشتم خفه میشدم ****. خیلی وقت بود میخواستم من هم همچین چیزی بگم. دیگه شورش رو درآوردن!»

«بخوای می تونم به ریز کمک هایی که فقط از طرف چند تا سازمان و گروه تو فیسبوک جمع شده رو برات بگم.»

نتیجه گیری:

چون در این جا به جز یک مورد قضاوتی نکردم، نتیجه گیری نیز نمی کنم. موارد دیگری هم بود که دیگر خیلی اصلی نبودند. بگذاریمشان برای بعد!