فروغ فرح زا
که انگشتهایمان آینده را نشانه میروند تا عیسیوار زندهاش کنند،
فروغ دل من کنار تو بودن است نه آینده.
که انگشتهایمان آینده را نشانه میروند تا عیسیوار زندهاش کنند،
فروغ دل من کنار تو بودن است نه آینده.
اگر میلیمتری ناامید بشی، کیلومتری به فنا میری!
در هیجانی رفتار کردن ما همین بس که رفتارهای یک ماه اخیر را در بازار سکه و ارز نگاه کنیم. ببینید این بازار -هر چند من خودم هم حرفه ای نیستم- علی الاصول تابع قوانینی است که شاید پیچیده باشد اما اصولی دارد که باید آن ها را آموخت.
یکی از اصول این است که در بازار ارز و سکه اکنون وقت سرمایه گذاری بر روی چیست. نمی خواهم درس اقتصاد یا سرمایه گذاری بدهم. اما اول باید تعیین کرد هدف چیست بعد سوال قبل را پاسخ داد. هجوم فعلی بر بازار ارز است و حسابی دلار و بقیه دوستان می تازند. اما دقت کنید که بازار طلا چندان داغ نیست. طلا هم گران شده اما نه به اندازه ارز. اکنون که من در حال نوشتن هستم، سکه تمام بهار آزادی بیش از 75 هزار تومان حباب منفی دارد. یعنی قیمت فروش سکه از ارزش واقعی طلای آن کمتر است. پس اکنون (منطقا) وقت خرید طلاست نه ارز. به همین خاطر به ندرت صرافان طلا می فروشند. اما مردم ما به شکل توده ای عمل می کنند. همه طلا می خرند یا همه دلار. مدتهاست که در بازار مسکن رکود است. برای کسی که پول به اندازه کافی دارد بهترین سرمایه گذاری مستغلات است.
اما نکته بد این جاست که ما دانشگاهیها هم آتش به خرمن می زنیم. روزی نیست که من نبینم دوستان نشسته اند و بازار ارز تحلیل می کنند. امروز می گفتند دلار 4000 تومان شده، 30 دقیقه بعد در میدان فردوسی بودم و ارز 3600 تومان فروخته می شد. آینده اقتصادی را پیش بینی می کنند. آخر در دانشکده فیزیک مگر چقدر متخصص این کار هست؟ مگر چند نفر اخبار علم اقتصاد را در بین دانشگاهیان دنبال می کنند؟
من تصمیم گرفته ام هر کس با من درباره پول و ارز حرف زد، یک سوال مبنایی اقتصاد بپرسم(شاید خودم هم جوابش را ندانم)! ببینیم چند مرده حللاجیم!
پس نوشت:
ابزاری برای محاسبه تقریبی حباب سکه به صورت آنی که من نامش را حبابسنج می گذارم.
پریشب مامان من چون خوشی زده بود زیر دلش و هیجان می خواست، ساعت 1 صبح مامان بزرگم 80 ساله ما رو به همراه برادرمان بردند دکتر. در 4تا بیمارستان فرموده بودند که ایشون مریض اورژانسی نیستند. و در انتها یکی از آن ها تعریفی از بیمار اورژانسی ارایه فرموده بودند که جا دارد گوش جان بسپاریم و از آن برای زندگیمان خوشه چینی نماییم:
مریضی اورژانسی است که حداکثر تا 6 ساعت دیگر بمیرد!
در وقت مشکل بشینید، محاسبه کنید، چقدر زنده می مانید. دوستان دقت کنند الکی وقت پرسنل زحمتکش بیمارستان را در موارد غیرضرور نگیرید. بنده خداها نمیرسند از شیفت شب نهایت استفاده را ببرند.