حریر باران
خیال جویبار تا پستوی خانه مان خواهد آمد
نگران نباش...
شبت نیلوفری حریر مهتاب!
1389/9/25
خیال جویبار تا پستوی خانه مان خواهد آمد
نگران نباش...
شبت نیلوفری حریر مهتاب!
1389/9/25
وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَٰذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَ هَٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَ جَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَ حِجْرًا مَّحْجُورًا
او کسی است که دو دریا را در کنار هم قرار داد؛ یکی گوارا و شیرین، و دیگر شور و تلخ؛ و در میان آنها برزخی قرار داد تا با هم مخلوط نشوند (گویی هر یک به دیگری میگوید:) دور باش و نزدیک نیا!
فرقان(25) – آیه 53
***
چند روزی است به این آیه فکر می کنم! چقدر زیبا و استعاری...چقدر روان و بلیغ!
7th Seminar on Commutative Algebra and Related Topics-IPM
A workshop on Biomathematics-IPM
پدر ادوارد ویتن(Edward Witten) لوییس ویتن(Louis Witten) است که نسبیت عام کار می کرده!
همچنین همسر وی کیارا ناپی(Chiara Nappi) استاد دانشگاه پرینستون است.
ضیافت های عاشق را، خوشا بخشش، خوشا ایثار
خوشا پیدا شدن در عشق، برای گم شدن در یار
چه دریایی میان ماست، خوشا دیدار ما در خواب
چه امیدی به این ساحل،خوشا فریاد زیر آب
این رسم دنیای ما بود
هر کار که می کردی
عاقبت
یا تفی کف دستت می یافتی
یا رنگی بر سرت
و در این کشاکش عجیب، رازی نهفته بود که ...
کسی نمی دانست.
1389/9/16
هذا يوم الجمعه و هو يومك المتوقع فيه ظهورك
امروز جمعه است، همان که ظهورت را در آن انتظار می کشیم
1)Conference on Recent Progress in Foundations of Physics (FPhy10)
سلام!خیلی بالا و پایین کردم خاطرات این چند روز اخیر رو! به خصوص به خاطرات مشهد خیلی فکر کردم و تلاش کردم فقط یک خاطره رو برای بیان انتخاب کنم. نتیجه شد این!
***
یک زن و شوهر جوان اومده بودن مشهد، پابوس امام رضا(علیه السلام)! خیلی هم خوب! اما بدیش از اون جا شروع شد که به خانم گفتن چادر شما نازک و اجازه ورود ندارین!!! ما که چشمامون رو تو حرم غیر فعال کرده بودیم(!بعله!) اما مامان می گفت خیلی خیلی ازون نازک تر هم در حرم می خوردن و می گشتن و می خندیدن و خلاصه راحت واسه خودشون زیارت(/دیارت) می کردن!
برگردم به آقا و خانم جوان! آقا نبودی ببینی آقاهه قاتی(/قاطی) کرد، اونم بد جور! داد و بیداد! ولی خدام راهش ندادن! اونم به حالت قهر با خانمش رفتن! خانمش چادرشو در آورد! آقاهه هم داد می زد و می گفت:«قربونت برم امام رضا که افتادی دست کیا! دیگه نمیام! دیگه نمیام مشهد!»
من خیلی گشتم یه دلیل خوب واسه کار خدام پیدا کنم، اما خب ناتوان بودم! نه این جا به امام رضا احترامی گذاشته شد، نه دل و جون کسی جذب ایشون شد! و این حدیث امام صادق تو ذهنم اومد که به شیعیانشون گفتن برای ما زینت باشین نه باعث شرمساری! و البته این نمایشی دیگر بود از اجرای قوانین بر اساس شکم و حال شخصی!
تو تاریخ خوندم و از زبون پدربزرگ و مادربزرگم شنیده ام که حرم امام هشتم، مامن آدم ها بوده...اما امروز انگار داره به شهری تبدیل میشه که تو دیگه زایر نیستی...شخصی هستی که ...! ولش کن! فقط دعا میکنم دفعه بعد که رفتم کتاب دعارو ندن دستم بگن فقط این ها رو میتونی از خدا بخواهی!
و کاش این همت عزیزان برای حجاب داشتن خانم ها، در امر زدودن توهم و خرافه (بستن پارچه به درخت و میخ و میله،توسل به نم دیوار و شرک پنهان و مهدی موعود دروغین و غیره) هم به کار بسته میشد!
***
سلام خدا بر تو، آن روز که متولّد شدی و آن روز که میمیری و آن روز که زنده برانگیخته خواهی شد!
سلام!
1- در شهر خبری نیست هر چه هست از من است!
2- دوست دارم به جایی برسم که وقتی مقاله ای رو برای خواندن انتخاب می کنم(نه الزاما فیزیکی)، بعد از دیدن اسم نویسنده به دنبال استنفورد، هاروارد و پرینستون و قس علی هذا نگردم و اگر یک اسم فارسی، عربی، ترکی چیزی دیدم در خوندنم تردیدی ایجاد نشه![البته تا حدود زیادی خوب شده ام جدیدا!!]
3- ارکستر سمفونیک ایران رهبر ندارد. چندین گاه است که این چنین است! در اجرای قطعات، رهبر کرایه ای می آورند گاهی از داخل و گاهی از شهر فرنگ. دوست دارید اینجا را بخوانید!
حرفم این است که یکی از مشکلات ما این است که از وجوه عمومی رشته های مختلف خبر نداریم. حتی دانشگاه ها از هم خبر ندارند و از آن بدتر دانشکده ها! طبیعتا دانشکده ها که حوزه مشترک دارند(مثل همین فیزیک) بسیار وجه اشتراک دارند اما اگر سر چند نفر هم روی سینه بگذارند یا مقاله خوب بدهند و دوره خوب برگزار کنند، به گوش ما چیزی نمی رسد مگر این که گوشمان به دانشکده مذکور یا ما یتعلقبه آن برسد!
4- مقاله «علم با معیار شریعت» از دکتر طاها عبدالرحمان
5- چرا غذاها در هواپیما خوشمزه نیستند؟
6- والسلام!