کجایی
واگویه دارم زیاد!
زود ببینمت، باشه؟!
واگویه دارم زیاد!
زود ببینمت، باشه؟!
سومین کنفرانس و کارگاه نظریه گروه ها
دانشکده ریاضی، آمار و علوم رایانه - پردیس علوم - دانشگاه تهران
هیچکس «همراه» نیست!
تنهای اول
با بیشترین مشترک مدعی انتظار.
پژوهشگاه دانشهای بنیادی با همکاری انجمن فیزیک ایران، از سال ۱۳۹۰ جایزهای به نام "جایزه علیمحمدی" به پایان نامههای برتر دکتری فیزیک، که در داخل کشور به انجام رسیده باشند اعطاء مینماید. این جایزه به پاس خدمات علمی و دانشگاهی مرحوم شهید دکتر مسعود علیمحمدی استاد فقید دانشگاه تهران و اولین دانشآموخته دکتری فیزیک داخل کشور که نقش موثری در زیر ساخت علمی پژوهشگاه دانشهای بنیادی داشته است و همچنین تلاشهای وی برای برپایی دورههای تحصیلات تکمیلی در ایران، به نام ایشان نامگذاری شده است.
شرایط شرکت و نحوه انتخاب:
این جایزه در سال ۱۳۹۰ به پایان
نامههای برگزیده از میان پایان نامههای دکتری که در طی سالهای ۱۳۸۷ الی
۱۳۸۹ دفاع شده باشند، اعطاء خواهد شد.
برای ورود به مرحله داوری،
لازم است کارهای پژوهشی انجام شده در دوره دکتری و پایان نامه حاصل از آن،
به تشخیصِ حداقل سه عضوهیات علمی استادیار به بالا، که استاد راهنمای پایان
نامه دکتری نیز یکی از آنان است، به عنوان "پایان نامه ممتاز" شناخته شده
باشد.
نامزدی هر شرکت کننده میبایست کتباً توسط استاد راهنما و با
ذکر دلایل، مستندات، مقالات و اطلاعات مربوط به متقاضی، تا تاریخ ۱۵
فروردین ۱۳۹۰به دفتر معاونت پژوهشی و تحصیلات تکمیلی پژوهشگاه دانشهای
بنیادی به نشانی پستی: تهران، صندوق پستی ۱۹۳۹۵-۵۷۴۶(نشانی
پست الکترونیکی: research@ipm.ir، شماره تلفن: ۰۲۱-۲۲۲۸۸۶۸۰)ارسال
گردد. در این نامه لازم است نام و نشانی حداقل دو عضو هیات علمی دیگر که
میتوانند مؤید نامزدی پایان نامه مربوطه باشند ذکرشود.
کمیته
داوران پس از بررسی مدارک ارسالی و استفاده از نظرات مشاوران علمی، نسبت به
انتخاب پایاننامههای برتر اقدام خواهد نمود. مراسم اعطای جایزه در
خردادماه ۱۳۹۰ خواهد بود.
سلام! این متن را پس از یازدهمین همایش گرانش و کیهان شناسی نوشتم که در تاریخ 15 و 16 دی ماه در دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف و به همت انجمن فیزیک ایران برگزار شد. در مجموع مفید بودن برام!
***
برگزاری یک کنفرانس فارغ از مزایایی که در ارتقای دانشمندان و آشنایی با فعالیت های انجام شده اون ها در کشور داره؛ برای افرادی مثل من که تازه نفس این عرصه هستم، درس هایی داره! درس هایی که شاید حجمشون چندبار بیشتر از آموخته های متخصصین باشه. شاید تمام این آموخته ها رو بشه در قالب نام «فرهنگ علمی» گنجوند. دوست دارم بعدها این عبارت رو بیشتر بشکافم تا بیشتر یاد بگیرم و چیزی در موردش بنویسم.
1) پرسش و تفکر علمی
باید بیاموزیم ما همه چیز دان نیستیم. ما در بهترین حالت دانشجو خواهیم بود! هر چه می گذرد سعی می کنیم خودمان را به مفاهیم خاص تری محدود کنیم و در آن متخصص شویم. کنفرانس جایی است که شما می توانید با موضوعات مربوط به کارهایتان آشنا شوید. ابایی از آموختن نداشته باشید. نقش دانشجو بودن خود را به معنای واقعی ادامه دهید. حتی اگر کلمات دکتر، استاد و پروفسور را برایتان به کار بردند، به اصطلاح خودمان «خاکی» باشی و خودت را بیشتر از یک دانشجوی علاقهمند ندانی! و این حس را نه از کلمات آدم ها که از دل فرهنگ علمی استخراج کنی و به آن باور داشته باشی.
2) عرف برگزاری کنفرانس ها
نحوه برگزاری کنفرانس مثل زمان بندی، تقسیم موضوعات و مقالات، بر عهده گرفتن ریاست جلسه و... هم چیزهایی که اول و آخر باید یاد گرفته بشن؛ اگر می خواهید در کنفرانسی شرکت کنی. اگر پژوهشگری گوشه گیر شوید و در اتاقتان محبوس...می توانید لذت دنیا را ببرید و نون دونی خودتان را بچسبید تا باد نبردش! می توانید تبدیل به انسانی شوید که هیچ وقت در معرض انتقاد و بالتبع اصلاح نیست.
3) آشنایی با دیگران
در هنگام زمان های استراحت(به نظرم «زمان چای» بهتره!) یاد می گیری چطور با آدم هایی که ندیدیشون و با تو اشتراکی دارن، آشنا بشی، بپرسی، پوستر ببینی و صحبت کنی! با آدم هایی که پیشتر می شناختیشون ولی هیچ وقت فرصت صحبت نداشتی سر صحبت رو باز کنی. همه ما در تجربیاتمون میدونیم چنین مواقعی چقدر چیز یاد می گیریم.
4) آشنایی با حوزه های علمی
برای من جالب بود که چه موضوعاتی در این کنفرانس ارایه میشه. می ترس بگویم چه موضوعاتی در ایران کار میشه؛ چون عده ای از افراد شرکت نمی کنن(ذکر دلیلش بماند برای بعد!). موضوعات عمدتا اون چیزی نبود که من علاقه دارم. نمیگم موضوعات علمی نبود...موضوعات فیزیکی نبود چندان یا لااقل اون چیزی نبود که من دوست داشته باشم...اما همین بودن و شنیدن به دیدن عمق مطالب کمک میکنه! این که تو صرفا بشنوی فلان حوزه اله و بله؛ فایده نداره! باید ببینی توش چه میکنن. وقتی کار پژوهش خودشون رو مقاله میکنن، توش کاری میکنن یا نه؛ یه سوراخی گیر آوردن که از توش مقاله در میاد!!
***
دوست داشتم بیشتر بنویسم، اما یه کم هنگ کردم فعلا، بگذار کمی بار خستگیم از روی پاهایم برخیزد!(و این اصلا به محافظه کاری ربطی نداره هاااااا....جوون که محافظه کار نمیشه!) دوستان چیزی به ذهنشون رسید دریغ نکنن!
من می خواهم اخلاقی فکر و زندگی کنم!